|
خداحافظ ۸۶ سلام بر ۸۷ سال نو رو به تمامی دوستان عزیز و گلم تبریک میگم
«چند گويی كه چو هنگام بهار آيد گل بيارايد و بادام به بار آيد روی بستان را چون چهره ی دلبندان از شكوفه رخ و از سبزه عذار آيد اين چنين بيهوده ای نيز مگو با من كه مرا از سخن بيهوده عار آيد شصت بار آمد نوروز مرا مهمان جز همان نيست اگر ششصد بار آيد هر كه را شست ستمگر فلك آرايش باغ آراسته او را به چه كار آيد؟ سوی من خواب و خيال است جمال او گر به چشم تو همی نقش و نگار آيد» «ناصرخسرو» نوشته شده توسط یک دوست در پنجشنبه یکم فروردین 1387 ساعت 10:22 | لینک ثابت |
تنهارازی که یک زن می تونه نگه دارد سن اوست
دستي كه نمي توان به دندان برد ببوس . چو دشنام گويي دعا نشنوي ..................................سخن هر چه گويي همان بشنوي از سرنوشت ديگران پند بگير وگرنه ديگران از سرنوشت تو پند ميگيرند . نان هيچ كس را نخور نان خود رااز ديگران دريغ مكن . اگر مي خاهي ده را غارت كني با كدخدادوست شو . چو عيب تن خويش ببيند كسي .............................زعيب كسان برنگويد بسي چون توانستم ندانستم چه سود چون توانستم دانستم نبود . هيچ وقت از كسي گدايي مكن چون به گدا چيز باارزشي نميدن . نوشته شده توسط یک دوست در سه شنبه هشتم آبان 1386 ساعت 10:30 | لینک ثابت |
دوست دارم از شما بگم، ببخشیدا جسارته اگه بگم شما گلین، که مایه ی خجالته یه بسته ی نا قابله، پیش کش چشای شما پس می فرستین میدونم، دل مثه کارت دعوته منتظره یه فرصتم، حضوری خدمت برسم خیلی ببخشیدا ولی، سر شما کی خلوته؟ قرار بودش که من دیگه، عاشق هیچکسی نشم نمیدونم اسمش چیه، یا وسوسه ست یا قسمته راحت بگم اون دلی که، خودش یه روز یه خونه بود چشمش به دنبال شماست، منتظره مرمته تصورش خب مشکله، که ما کنار هم باشیم نمیرسیم به هم دیگه تلخه ولی حقیقته
یه چیزی قلب عاشق و، بدجوری آتیش میزنه معلومه بودن پای عشق، قشنگ ترین جسارته خونه ما تا خونتون، اونقدا دور نیست نازنین مشکل و درد من فقط، نداشتن سعادته یه شب نمیدونم چی شد، رد شدی از تو خواب من از اون به بعد همش میگم، خوابم یه جور عبادته خلاصه دوست دارم بیام، حضوری صحبت بکنیم هر روزی که شما بگین، هر زمونی که فرصته اگه خدا نخواست بیام، واسه همیشه پیشتون یه دونه عکس بهم بدین، اگر چه کلی زحمته نوشته شده توسط یک دوست در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 ساعت 16:53 | لینک ثابت |
خوش آن دلی که به عالم الهه ای دارد به آن بهانه همه، عمر و لحظه بسپارد تو ای الهه ی شادی همیشه با من باش که بر شب سیهم نور و روشنی بارد
مثل یک خواب خوشی، شیرینی، با شکوهی، مثل یک آیینی، ریشه در روح اصالت داری، شوکت یک هنر دیرینی.
تو مرا دعوت کن، به صداقت سلامت تو مرا دعوت کن، به ضیافت کلامت من به مهمانی چشمان تو عادت دارم تو مرا دعوت کن به سخاوت نگاهت تو مرا دعوت کن. نوشته شده توسط یک دوست در دوشنبه چهارم تیر 1386 ساعت 18:16 | لینک ثابت |
|
![]() فهرست اصلی صفحه نخست پست الکترونيک آرشيو وبلاگ پیوندها قالب وبلاگ بلگفا پیوندهای روزانه صراط مستقیم محشر الاه اینم بمونه عشاق همیشه منتظر تمام پیوندها طراح قالب ![]() |
|
Copyright (C) 2007,
http://shiraz86.blogfa.com. all right reserved. |
|